پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
42
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
ثميستوكليس چون راه مىپيمود چشمش به كنار دريا بود و هر كجا را شايسته آن مىديد كه كشتيهاى دشمن براى آب برگرفتن يا لنگر انداختن به آنجا بيايد بر روى سنگهاى آنجا با خط بسيار درشتى كه با يك نگاه نمايان باشد عبارتهايى مىنوشت و هر كجا كه سنگ نبود خود او سنگهايى برمىگماشت و بر آنها عبارتها را مىنوشت . به اين مضمون كه خطاب به مردم ايونا « 1 » كرده از آنان خواهش مىنمود كه دست از هوادارى ايرانيان برداشته به نزد يونانيان كه همنژاد آنان مىباشند و خود در راه آزادى آنان مىكوشند بشتابند و هرگاه چنين كارى را نتوانستند بارى به هنگام جنگ رخنه در كارهاى ايرانيان پديد آورند و سامان آنان را به هم زنند . مقصودش از اين كار آن بود كه يونانيان آن را خوانده بر اينان بشورند و اگر اينان نشوريدند بارى ايرانيان را درباره ايشان بدگمان باشند و اعتماد نكنند . اين هنگام خشايار شاه به خاك دوريس « 2 » رسيده در سرزمين فوكيس « 3 » تاختوتاز مىنمود و شهرها را ويران مىساخت . بااينحال يونانيان به ياورى آنان برنمىخاستند و سپاه نمىفرستادند . آتنيان پاكدلانه كوشيده مىخواستند در بويوتيا « 4 » جلو ايرانيان را گرفته پيش از آنكه به آتيكا « 5 » برسند جنگ با آنان نمايند و به اين قصد بود كه در دريا نيز تا آرتميسيوم جلو آمده بودند . ولى ديگر يونانيان با اينان همداستان نبودند و انديشه بازگشت بر پلوپونيسوس را داشتند و چنين مىخواستند كه همه زور خود را در استموس « 6 » گرد آورده در آنجا در آن تنگه دريايى ديوارى در دريا از اين سر تا به آن سر پديد آورند . آتنيان از اين انديشه آنان سخت دلگير بودند و خود را فريب خورده مىديدند . زيرا به تنهايى جرأت جنگ با آن همه زور و سپاه را در خود نمىيافتند و چاره جز آن نمىديدند كه شهر خود را رها كرده همگى به كشتيها درآيند و اين كار بر مردم سخت ناگوار بود . زيرا چنين مىانگاشتند كه در آن حال اگر فيروز درآيند باز كارى نكردهاند و فيروزى را
--> ( 1 ) . يونانيان آسياى كوچك كه زيردست ايران بودند و اين هنگام در سپاه خشايار شاه كار مىكردند . ( 2 ) . Doris ( 3 ) . Phocis ( 4 ) . Boeotia ( 5 ) . Attica آن بخش يونان كه آتن شهر آنجاست و در جنوب بويوتيا و در شمال پلوپونيس نهاده . ( 6 ) . Isthmus